الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
580
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
شريعت باشد يا نباشد ؟ ( اگر سياست به اين معنى نامشروعش باشد معاويه سياستمدارتر بود ) اما سياست امام ( ع ) مقيد به حق و عدالت و دين و شريعت بود و در تمام موارد هر جا كه با آئين حق موافق نبود اقدام نمىكرد ، ولى معاويه مقيد به اين اصل نبود . معاويه در جنك به روش زمامداران « هند » و « كسراها » عمل مىنمود ولى على ( ع ) به سربازانش دستور مىداد : شما شروع به جنك نكنيد بگذاريد آنها شروع كنند ، فراريان را تعقيب نكنيد ، مجروحان را به قتل نرسانيد اين سياست على ( ع ) بود . او همواره در پى رضاى خدا بود ، دستهاى خود را بسته بود جز در آنچه خدا رضايت داشت . آنها كه مىگويند معاويه سياستمدارتر بود لا بد به مسئله قرآن بر سر نيزه و امثال آن تكيه مىكنند ، ولى حقيقت اين است كه امام در اينجا طريق پيشرفت را خوب مىدانست ، و اين طرفداران وى بودند كه در اثر سرپيچى از فرمان آن حضرت در دام نيرنك معاويه افتادند ! دوم - پرسشهائى است كه بايد عنوان شود : در مورد حكومت امام و مقابله او با معاويه سؤالاتى به ذهن افراد خطور مىكند كه از قديم الايام مورد پرسش قرار گرفته است و « ابن ابى الحديد » تعدادى از آنها را در ذيل سخن مورد بحث با جوابهاى آن آورده است از جمله : 1 - آيا بهتر اين نبود كه امام معاويه را در شام مستقر سازد و فرماندار آن سرزمين گرداند و پس از آنكه براى آن حضرت بيعت گرفت و جاده حكومتش صاف شد وى را عزل نمايد ؟ و با اين طريق جلو كشتار و خونريزى را بگيرد پاسخ در پاسخ مىنويسد : قرائن به خوبى گواهى مىدهد كه معاويه هرگز با امام ( ع ) بيعت نخواهد كرد ، بنا بر اين اگر فرماندارى او را امضاء مىكرد پايهء كارش را محكمتر مىنمود سپس اضافه مىكند : آن كس كه از تاريخ زندگى